تبليغاتX
شاید فردا...

پروردگارم ،مهربان من

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم 

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بود


« دکتر علی شریعتی»


 

+ نوشته شده در  87/04/14ساعت 20  توسط کا فر 

دو خدا وجود دارد ؛ خدايی که استادانمان به ما آموختند و خدايی که به ما می آموزد.

 

 

 

خدايی که مردم هميشه درباره اش سخن می گويند و خدايی که با ما سخن می گويد.

 

 

 

خدايی که ما آموخته ايم از او بترسيم و خدايی که با ما از مهر می گويد.

 

 

 

دو خدا وجود دارد ؛ خدايی که آن بالاست و خدايی که در زندگی روزمره با ما مشارکت دارد.

 

 

 

خدايی که ما را مواخذه می کند و خدايی که قصورات ما را می بخشد.

 

 

 

خدايی که ما را به آتش دوزخ تهديد می کند و خدايی که بهترين راه را نشان می دهد.

 

 

دو خدا وجود دارد ؛ خدايی که ما را زير با گناهانمان خرد می کند و خدايی که ما را با عشقش می رهاند

 

 

 

+ نوشته شده در  87/04/13ساعت 20  توسط کا فر 

 
http://upload.iranblog.com/1/1218219799.mp3