تبليغاتX
شاید فردا... - ا




می خواستم زندگی کنم راهم را بستند
ستایش کردم گفتند خرافات است
عاشق شدم گفتند دروغ است
گریستم گفتند بهانه است
خندیدم گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید
می خواهم پیاده شوم

(دکتر علی شریعتی)
********************************************




خداوندا اگر روزی بشر گردی
ز حال ما خبر گردی
پشیمان می شدی از قصه خلقت
از این بودن از این بدعت
(دکتر علی شریعتی)


          




*********************************************
چرخ یک گاری در حسرت 

اسب در حسرت خوابیدن




من با عشق اشنا شدم

و چه کسی این چنین آشنا شده است؟

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود.

هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم.

و هنگامی تشنه آتش شدم

که در برابرم دریا بود و دریا ودریا...!

(دکتر علی شریعتی)
**********************************

یک توصیه دوستانه از دوست:

مدتی است همه جا بارانی است

بیائید ما هم کمی بباریم

رعد و برق دیگر بس است

*******************************




+ نوشته شده در  86/11/19ساعت 2  توسط کا فر  | 

 
http://upload.iranblog.com/1/1218219799.mp3